خرید بک لینک
- رشته ای بر گردنم، افکنده دوست...می کشد هرجا که خاطرخواه اوست... .... Hayatta hiçbir şeyim az olmadı senin kadar -....Hiçbir şeyi istemedim seni istediğim kadar....Sende başını alıp gitme ne olur....ne olur tut ellerimi.......Ne olur - مثل یک دسته گل اقاقیا، دلم آواز میخونه: بیا...بیا... - وقتی من نیستم، تو معمولا" چه کار میکنی؟ - منتظر میشم که برگردی... - هر صبح، بوی تو میدهد پیرهنم...بسکه تمام شب، تنگ در آغوش گرفته ام، خیالت را... - بیماری نادریست، اینکه، نگاهت به هرچه بیفتد، دلت برای کسی تنگ بشود... - همه بر سر زبانند ... و تو... در میان جانی... . . این آهنگ رو هم گوش کنید: مثل یک دسته گل اقاقیا، دلم آواز میخونه: بیا...بیا

برچسب: نویسنده: یوسف صفری تاريخ: چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت: 2:38

نمیدونم چرا گاهی در گیر و دار زندگی یادم میره که چقدررررر ثروتمندم.... چرا گاهی تیرگیها و بدیهاش رو پررنگ تر میبینم... - وقتی میتونم توی یه سینی خوشگل و تمیز، دوتا فنجون چای خوشرنگ بریزم...حتی میتونم اون شیشه عطر کوچولو رو هم که تموم شده بود و با صدتا ضرب و زور در فلزیش رو کندم و تبدیل شده به یه گلدون کوچولو، به همراه دوتا برگ سبز، بذارم تو سینی و از دیدنش لذت ببرم... - وقتی میتونم تو یه چشم به هم زدن لباسای کثیف رو بندازم تو ماشین و ورد مخصوصم رو بخونم و لباسهای تمیز رو تحویل بگیرم...حتی میتونم عطر مست کننده نرم کننده رو هم اضافه کنم و به لباسها عطر تمیزی هدیه بدم... - وقتی این همه گلدون خوشگل و رنگی، دارم که برام جوونه میزنن و طنازی میکنن... - وقتی میتونم با دستام معجزه کنم و خوشمزه ترین غذاهارو درست کنم... - وقتی میتونم با زدن یه لاک رنگی به ناخونام این همه به وجد بیام و دستبندامو بندازم دستم و هی دستامو نگاه کنم و ته دلم غنج بزنه... - وقتی این توانایی رو دارم که اگه مست خواب هم باشم و یهو صدای آهنگ همسایه بلند بشه، به جای عصبانی شدن، با آهنگ همنوا بشم... - وقتی دیدن میوه های رنگی توی بازار روز میتونه هیجان زده م بکنه... - وقتی پارچه های گلدار ذوق زده م میکنن... و هزار هزار تا چیز کوچیک دیگه که ممکنه مسخره به نظرت بیان ولی منو غرق در لذت میکنه...حتی اگر کوهی از غصه در پس زمینه م

برچسب: نویسنده: یوسف صفری تاريخ: چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت: 2:38

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: یوسف صفری تاريخ: چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت: 2:38

نمیدونم چمه...

تاثیر آلودگی هواست یا شوک زلزله یا دردی که دارم...

حالم خوب نیست....

نه فیزیکی...نه روحی...

توی دنیا نعمتی برتر از سلامتی و آرامش وجود نداره....

خدایا آرامش رو قرین لحظاتمون کن و سلامتی و عافیت رو مهمون جان و تنمون....

آمین یا مهربان....

برچسب: نویسنده: یوسف صفری تاريخ: چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت: 2:38

کاش زندگی آسونتر از این حرفا بود... نه دردی بود، نه غمی... نه بیماری، نه فاجعه، نه بلا... نه جنگ...نه ناامنی... کاش آروم بود همه چی... چقدر آرامش نیاز دارم و سبکی خیال و فراغ بال... اصلا"، هر چه میخواهد بگوید هر که می خواهد... تو، فقط: بغلم کن - تتلو :/ . بغلم کن - حجت درولی . بغلم کن - امین حبیبی . بغلم کن - حامد پهلان! . بغلم کن - احمدرضا نبی زاده . بغلم کن - پویا بیاتی . بغلم کن - شهریار قنبری . بغلم کن - پریسا . بغلن کن - سلی خان . بغلم کن - عمران . بغلم کن - جمشید + کدومش قشنگتره به نظرتون؟ ++ اگه "بغلم کن" دیگه ای سراغ دارید، معرفی کنید:)

برچسب: نویسنده: یوسف صفری تاريخ: چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت: 2:38

بازم راهی اتاق عملم، فردا صبح...

اگر بدی دیدید ازم، حلالم کنید...

برام دعا کنید...

برچسب: نویسنده: یوسف صفری تاريخ: چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت: 2:38

تو کلی کانال انرژی مثبت عضو شدم!!

همه ی کانالای خبر رو از گوشیم پاک کردم!!

ولی مگه میشه....

غم عجین شده با روزگارمون...

دروغ... دروغ... بازم دروغ...

خدایا...

مشت رسوایان...

برچسب: نویسنده: یوسف صفری تاريخ: چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت: 2:38

در دنیا هیچ چیز به اندازه عاشق چیزهای کوچک بودن نمیتواند لذت بخش باشد... . مثل یک اسم ام اس کوتاه چند کلمه ای که به حالت سوالی میپرسد : مراقب خودت هستی؟... . مثل آن پتویی که رویم می اندازی با آنکه میدانم هوا هنوز خیلی مانده تا آنقدر سرد شود که من پتو لازم باشم... . مثل لحظه ای که با همان هول و عجله ی دوست داشتنی می آیی به سمتم که با دست به پشتم بزنی تا غذایی که در گلویم پریده است با من عادلانه تر رفتار کند... . به این فکر میکردم که چقدر آدم های همیشه حاضر را دوست دارم... . آدم هایی که هنوز مسیج ات سند نشده جوابت را میدهند... . آدم هایی که هنوز پست جدیدت منتشر نشده، اعلام حضور میکنند... . آدم هایی که معطل کردن را بلد نیستند... . آدم هایی که انگار میخواهند به ساده ترین زبان ممکن بگویند تو اولویت من هستی...اولویت دوست داشتنی من... . آدم هایی که از پشت تکنولوژی هم آنچنان خود را حاضر نشان میدهند که انگار همین نزدیک دل ات در آن طرف میز نشسته اند و همانطور که کف دستشان را چسبانده اند به لیوان قهوه یشان دارند تو را نظاره میکنند... . آنقدری که تو میگویی: تو خودت اینجایی...باور دارم که اینجایی...همینجا درست روبروی من... . بنظرم ما آدم ها از همانجایی قافیه زندگی را باختیم که از کنار چیزهای لذت بخش کوچک زندگی مان گذشتیم و چشم هایمان به دنبال اتفاقات بزرگ زندگی گشت... . از خوشحالی های کوچک و ن

برچسب: نویسنده: یوسف صفری تاريخ: چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت: 2:38

از خواب که بیدار میشوم دوستت دارم... صورتم را انگار تو میشویی... صبحانه ام را که میخورم دوستت دارم... آرایش که میکنم دوستت دارم.... پشت فرمان دوستت دارم... آسمان که آفتابیست دوستت دارم... باران که میبارد دوستت دارم... کارم را که انجام میدهم دوستت دارم... با کارفرما با تلفن صحبت میکنم و دوستت دارم.... اعداد را در فرمولها میگذارم و دوستت دارم... نامه ی اداری مهمی مینویسم و دوستت دارم... غذایم را میخورم و دوستت دارم... از تو دلخورم و دوستت دارم.... خرید میکنم و دوستت دارم... شام میپزم و دوستت دارم... سالاد درست میکنم و دوستت دارم.... میخوابم و دوستت دارم... من دوستت دارم و زنده ام.... . . گوش بدیم: محکوم - کامران مولایی

برچسب: نویسنده: یوسف صفری تاريخ: چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت: 2:38

سلام علاقهیِ خوبم علاقه جانِ من میدانی! دوستت دارم به هزار هزار و هزاران هزار دلیل دوستت دارم چون دوست داشتنَت حال میدهد خوب است، کیف میدهد چون موهایَت ناز بر شانهات میافتد میرقصد! در باد وِل میشود وُ میرقصم! چون خندههایِ تو جان است تو میخندی، من تازه میشوم، روز نو میشود وُ جهان تازه آغاز میشود دوستت دارم، چون دوست داشتنَت مرا بزرگ میکند بزرگ میشوم بزرگ دیده میشوم دردهام خوب میشود وُ دلتنگیهام انتظار، انتظارِ اینکه دوباره بیایی دوباره بگویی سلام دوباره دوستت دارم مُدام سلام، میآیی برویم بهار بیاوریم، آخر امسال دیر کرده است میترسم! با این زمستانِ بی برف وُ هوایِ دم کردهیِ محبوس میترسم راه را خطا روَد وُ به خانهیِ ما نیاید چهقدر تو مهربانی! چه خوب است که اینهمه دوستت دارم افشین صالحی

برچسب: نویسنده: یوسف صفری تاريخ: چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت: 2:38

سال نو مبارک...

برای دوستان آرزوی سلامتی، شادی، آرامش، رضایت و برکت دارم...

امید دارم که این سال، برای همه مون سال خیر و برکت باشه...

برچسب: نویسنده: یوسف صفری تاريخ: سه شنبه 22 فروردين 1396 ساعت: 15:56

بازی وبلاگی اسی عزیز هم انجام شد...ولی من هرکاری کردم نتونستم با خودم کنار بیام و سه نفر رو به بقیه دوستام برتری بدم...برای همین شرکت نکردم...

من همه دوستای وبلاگیمو یه اندازه دوس دارم...و خیلی هم دوسشون دارم و دلم نیومد سه تارو انتخاب کنم...

مرسی از دوستای مهربونی که تو اون بازی، اسم منو بردن...خیلی دوس دارم بدونم کیا بودن

برچسب: نویسنده: یوسف صفری تاريخ: سه شنبه 1 فروردين 1396 ساعت: 5:23

صفحه بندی